محمد بن محمود دهدار شيرازى
41
رسائل دهدار ( فارسى )
كلام ساخته و انديشههاى مكاتب گوناگون : سوفسطاييه ، لاادريه ، تناسخيه ، نقطويه و طبيعيه را مورد تنقيد و بررسى قرار دادهاند . آنگاه متكلم و صوفى و حكيم مشائى و اشراقى را تعريف نموده ، روش اقدمين از اصحاب كلام را در اثبات صانع - جلّ و علا - عنوان داشته به نقل حكايت عبد اللّه ديصانى و امام صادق - عليه السلام - تبرّك جستهاند . در « رقم پنجم » وجود واجب تعالى را بر طريق انديشه حكماى الهى اثبات فرموده طريقى را در آن موضوع از بهمنيار منقول مىسازند . در « رقم ششم » ، توحيد حق - سبحانه - را بدور از انديشهء اهل حكمت و كلام و بدون در نظر گرفتن طرق ابطال دور و تسلسل تبيين مىسازند . در « رقم هفتم » پيرو بيان اثبات واجب تعالى ، وحدانيت او را از نظر اهل كلام مورد بررسى و كنكاش قرار مىدهند و در آن محال بودن توارد دو علّت مستقله را توضيح مىدهند و بيان مىدارند كه : « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا . . . » . در « رقم هشتم » توحيد حكماى الهى را از طريق وجوب و امكان و خصوصيات واجب و ممكن بررسى مىفرمايند . در « رقم نهم » به بيان انديشهء والاى اصحاب معرفت در « توحيد » پرداخته ، عنوان مىدارد كه : اگر عقلاى عالم جمع شوند كه اثبات وجود يك ذات ممكنه بر صوفيه كنند ، نتوانند ، چه هم به نور عقل صافى و هم به كشف صحيح ، نزد ايشان محقق و ثابت شده كه به غير از ذات واجب الوجود ، موجودى نيست ، و ممكنات فيض و آثار وجود واجبند و وجود ندارند بلكه ظهور و نمود دارند . آنگاه طوايف گوناگون صوفيه را برشمرده ، ايشان را به دو گروه اصلى تقسيم مىفرمايند كه عبارتند از : اهل معاملات و اهل حقايق . و از طايفه نخستين ، ابو طالب مكى - صاحب قوت القلوب - و غزالى و سهروردى را نام مىبرند و از دستهء دوم ، حضرت محى الدين ابن عربى صاحب فصوص الحكم - قدس اللّه سره - و تابعين وى را ياد مىكنند . و بعد از آن با اشاره به مراسلهاى كه بين جنابان ابو سعيد ابى الخير و پورسينا واقع شده است ، كلام را در باب مذكور بسط مىدهند . و در « رقم دهم » ، كه بخش آخرين اين رساله است ، در اتحاد و كيفيت ادراك آن و امكان و